


|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
| اوقات به افق : |
| امروز | 28 |
| دیروز | 30 |
| ماه | 1042 |
| سال | 2265 |
| تعداد اخبار | 0 |
| تعداد مطالب | 60 |
در ورای کارکردهای منحصر به فرد هر آموزه ای در فرهنگ های مختلف، می توان قواعدی کلی یافت که تحت آن، فرآیندهای فرهنگ های مختلف را پیگیری و دنبال کرده و حتی پیش بینی نمود. این امر، همان چیزی است که مثلا در جامعه شناسی مورد مطالعه و بررسی قرار می گیرد. در جامعه شناسی، رویکردهای کلی و قوانین عام جوامع مورد مطالعه قرار می گیرد، به طوری که عالمان این علم مدعی می شوند که می توانند بر اساس اصولی، اتفاقات و فرآیندهای هر جامعه ای را بر اساس مبانی و اصول شناخته شده ای، پیش بینی و طراحی کنند. آموزه های موجود در فرهنگ ها نیز از این امر مستثنی نیستند.
هر چند در تعریف “فرهنگ” و برداشت های مختلف از آن اختلاف نظرهای متفاوتی وجود دارد، اما به هر حال، اندیشمندان این حوزه، در مواردی اتفاق نظر دارند. در یک تقسیم بندی عام و بسیار کلی، آنچه امروزه مورد چالش بسیاری از صاحب نظران و روشنفکران یک جامعه و به تبع افراد جوامع است، مناقشه و چالشی است که بین فرهنگ قدیم و جدید، که ما در اینجا از آن به سنت و مدرنیته تعبیر خواهیم آورد، وجود دارد.
جوان عابدى هنگام مرگ، خانواده خود را ديد كه گرد او حلقه زده اند و گريه مى كنند. پس رو به پدرش كرد و گفت: اى پدر، چرا گريه مى كنى؟
گفت: پسرم فراق تو و تنهائى خود را بياد مى آورم اشك از ديدگانم جارى مى شود.
خطاب به مادرش گفت: مادرم ،تو چرا گريه مى كنى؟
گفت: گريه من به خاطر غم فقدان تو است. عمرى من و پدرت زحمت كشيديم كه عصاى دوران پيرى ما باشى، اكنون از ميان ما مى روى و ما را تنها مى گذارى.
پس به همسرش گفت: چه چيزى ترا به گريه وا داشته است؟
مردى از بنى اسرائيل كاخى زيبا و محكم ساخت و خوراك هاى مختلفى به عنوان غذا آماده نمود و تنها از توانگران شهر دعوت كرد و مستمندان را وانهاد. هنگامى كه بدون دعوت ، از مستمندان نيز كسانى آمدند، به آنان گفته شد اين غذا براى امثال شما نيست!
خداوند دو فرشته به شكل مستمندان فرستاد و به آنان نيز همان حرف ها را گفتند. خداى تعالى به دو فرشته امر فرمود در قيافه توانگران در آن مجلس حاضر شوند!
هنگامى كه در قيافه توانگران وارد مجلس شدند، آنها را گرامى داشتند و در صدر مجلس نشاندند. از اين رو خداوند به هر دو فرشته امر نمود: آن شهر و هر كه در آن است را به زمين فرو برند.
1. شما براى آخرت آفريده شده ايد، نه براى دنيا.
2. همواره در طلب علم باش، زيرا اگر ثروتمند باشى علم تو را زينت بخشد، و اگر فقير باشى تو را حفظ كند.
3. آفت علم، ترك عمل، و آفت عمل، عدم اخلاص است.
4. آرزوهاى دور و دراز عمل انسان را تباه مى كند.
5. عالم در ميان مردگان، زنده، و جاهل در ميان زندگان، مرده است.
6. آرامش و آسايش در سه چيز است: زن سازگار، فرزند خوب، دوست موافق.
7. تا سخن نگفته اى سخن در بند تواست، چون سخن گفتى تو در بند آنى.
عبدالله بن مبارك گويد: به زيارت خانه خدا مى رفتم. در بين راه زنى فرتوت با چادرى يشمين ديدم.
گفتم: السلام عليك.
گفت: سَلامٌ قَولا مِن رَبٍّ رَحيمٍ.
گفتم: در اين مكان چه مى كنى؟
گفت: وَ مَن يُضلِلِ اللهُ فَلا هادِىَ لَهُ.
دانستم كه را ه را گم كرده است. پرسيدم : به كجا مى روى؟
گفت: سُبحانَ الَّذى اَسرى بِعَبدِهِ لَيلاً مِنَ المَسجِدِ الحَرامِ اِلَى المَسجِدِ الاَقصى.
فهميدم به مكه رفته و اكنون عازم بيت المقدس مى باشد.
شيخ طبرسى در ذيل آيه شريفه: «كَمَثَلِ الشِّيطانِ اِذ قالَ لِلاِْنْسانِ اُكْفُرْ فَلَما كَفَرَ قالَ اِنى بَرى ءٌ مِنكَ اِنى اَخافُ اللهَ رَبَّ العالَمينَ» از ابن عباس روايت مى كند:
در بنى اسرائيل عابدى به نام برصيصا بود. چهل سال عبادت خدا كرد تا به مقامى رسيد كه مستجاب الدعوة شد. دعايش به اندازه اى مؤثر بود كه بيماران و ديوانگان را مى آوردند تا به بركت دعاى او مداوا شوند.
روزى زن مجنونى را برادرانش براى معالجه نزد برصيصا آوردند. ديد خيلى زيبا است. شيطان او را وسوسه كرد. دست تجاوز به سوى او دراز نمود. برصيصا از بيم رسوائى و ريختن آبروى چندين ساله اش او را كشت و در مكانى به خاك سپرد.
1. هنگامى كه در قيامت بخواهند اعمال كم فروشان را براى اندازه گيرى در كفه ترازو گذارند، خواهند گفت: اعمال ما را در كفه ديگر گذاريد، زيرا اين ترازو ناميزان است.
2. گروهى نزد قاضى گواهى دادند اين باغ مركبات از آن فلانى است.
قاضى پرسيد: تعداد درختها چقدر است؟
گفتند: نمى دانيم. لذا قاضى گواهى آنان را نپذيرفت.
يكى از شهود گفت: حضرت قاضى شما چند سال است در اين مسجد قضاوت مى كنيد؟
گفت: سى سال.
پرسيد: اين مسجد چند ستون دارد؟
يكى از بزرگان نقل مى كند: سالى در مكه معظمه قحطى شد. اهل مكه به جهت استسقاء به عرفات رفتند و مأيوسانه برگشتند. پس از چند روز بار ديگر، براى دعا و طلب باران به عرفات رفتيم. غلام سياه لاغر ضعيفى را ديدم كه در گوشه خلوتى دو ركعت نماز خواند و به سجده رفت. در حال سجده مى گفت: پروردگارا، به عزتت سوگند، سر از سجده بر ندارم تا اينكه باران رحمت را بر بندگانت نازل فرمائى. ناگهان ابرى ظاهر گشت و باران شديدى آمد.
پس آن غلام حمد بسيار گفت و به مكه برگشت. من او را تعقيب نمودم تا از منزل وى اطلاع يابم. ديدم به خانه برده فروشى رفت.
امّ سلمه نقل مى كند:
در محضر پيامبر صلى الله عليه و آله بودم. يكى از همسرانش به نام ميمونه نيز آنجا بود. در اين هنگام، ابن امّ مكتوم كه نابينا بود به حضور رسول خدا صلى الله عليه و آله آمد. پيامبر صلى الله عليه و آله به من و ميمونه فرمود:
حجاب خود را در برابر ابن مكتوم رعايت كنيد!
پرسيدم:
اى رسول خدا! آيا او نابينا نيست؟ بنابراين حجاب ما چه معنى دارد؟
پيامبر صلى الله عليه و آله فرمود:
روزى حضرت على عليه السلام مشاهده نمود زنى مشك آبى به دوش گرفته و مى رود. مشك آب را از او گرفت و به مقصد رساند؛ ضمنا از وضع او پرسش نمود.
زن گفت:
على بن ابى طالب همسرم را به ماءموريت فرستاد و او كشته شد و حال چند كودك يتيم برايم مانده و قدرت اداره زندگى آنان را ندارم. احتياج وادارم كرده كه براى مردم خدمتكارى كنم.
على عليه السلام برگشت و آن شب را با ناراحتى گذراند. صبح زنبيل طعامى با خود برداشت و به طرف خانه زن روان شد. بين راه، كسانى از على عليه السلام درخواست مى كردند زنبيل را بدهيد ما حمل كنيم.
حضرت مى فرمود: روز قيامت اعمال مرا چه كسى به دوش مى گيرد؟
روزى امام حسن عليه السلام حين غذا خوردن، جلوى سگى كه در نزديكى ايشان ايستاده بود، چند لقمه غذا انداخت.
كسى پرسيد: يابن رسول الله ! اجازه مى دهيد سگ را دور كنم؟
حضرت فرمود: به حيوان كارى نداشته باش!
من از خدايم حيا مى كنم كه جاندارى نگاه به غذاى من كند و من غذايش ندهم و برانمش!
امام زين العابدين عليه السلام فرمود: انسان نمى داند با مردم چه كند! اگر بعضى امور كه از پيامبر صلى الله عليه وآله شنيده ايم به آنان بگوييم ممكن است مورد تمسخر قرار دهند، از طرفى طاقت هم نداريم اين حقايق را ناگفته بگذاريم!
ضمرة بن معبد گفت :شما آنچه شنيده ايد بگوييد!
فرمود: مى دانيد وقتى دشمن خدا را در تابوت مى گذارند، و به گورستان مى برند، چه مى گويد؟
خير!
به كسانى كه او را مى برند مى گويد: آيا نمى شنويد؟ از دشمن خدا به شما شكايت دارم كه مرا فريب داد و به اين روز سياه انداخت و نجاتم نداد. من شكايت دارم از دوستانى كه با من دوستى كردند و مرا خوار نمودند و از اولادى كه حمايتشان كردم ولى مرا ذليل كردند و از خانه اى كه ثروتم را در آبادى آن خرج كردم ولى سرانجام، ديگران آنجا ساكن شدند. به من رحم كنيد! اين قدر عجله نكنيد!
گروهى از اصحاب امام صادق عليه السلام خدمت حضرت نشسته بودند كه ايشان فرمودند:
خزانه هاى زمين و كليدهايش در نزد ماست، اگر با يكى از دو پاى خود به زمين اشاره كنم، هر آينه زمين آنچه را از طلا و گنج ها در خود پنهان داشته، بيرون خواهد ريخت !
بعد با پايشان خطى بر زمين كشيدند. زمين شكافته شد، حضرت دست برده قطعه طلايى را كه يك وجب طول داشت، بيرون آوردند!
سپس فرمودند: خوب در شكاف زمين بنگريد!
اصحاب چون نگريستند، قطعاتى از طلا را ديدند كه روى هم انباشته شده و مانند خورشيد مى درخشيدند.
مردى از بنى اسرائيل، يكى از بستگان خود را كشت و جسد او را بر سر راه مردى از بهترين فرزندان قبيله بنى اسرائيل گذاشت. سپس به خونخواهى او برآمد. كسى از آنها متهم شد كه قاتل اوست. در نتيجه غوغاى برخاست. براى حل اين مشكل محضر موسى آمدند تا حق را آشكار سازد.
حضرت موسى دستور داد گاوى بياورند تا كشف حقيقت كنند. بنى اسرائيل گمان بردند موسى آنان را استهزاء مى كند، از روى تعجب گفتند: آيا ما را استهزاء مى كنيد؟
موسى گفت :استهزاء خوى نادانان است و من به خدا پناه مى برم از جاهلان باشم.
وقتى فهميدند مسأله جدى است گفتند: از پروردگارت بخواه براى من روشن كند، چگونه گاوى بايد باشد.
حضرت عيسى (ع) با پيروانش سياحت مى كرد. به دهكده اى رسيد كه تمام ساكنين آن در بين راه و خانه هايشان مرده بودند.
حضرت عيسى (ع) فرمود: اينان به مرگ طبيعى نمرده اند، قطعا گرفتار غضب الهى شده اند، اگر غير از اين بود يكديگر را دفن مى كردند.
پيروانش گفتند: اى كاش ما مى دانستيم قضيه اينان چه بوده است!
به عيسى (ع) خطاب رسيد مردگان را صدا بزن ! يك نفر از آنان تو را جواب خواهد داد.
حضرت عيسى صدا زد: اى اهل قريه!
يكى از آنان پاسخ داد: بلى! چه مى گويى يا روح الله؟
حالتان چگونه است و قضيه شما چه بوده است؟
ما صبحگاه با كمال سلامتى و آسوده خاطر سر از خواب برداشتيم، شبانگاهان اما همه در هاويه افتاديم!
امام محمد باقر(ع( نقل مى فرمايد:
در ميان بنى اسرائيل، عابدى به نام جريح بود. او همواره در صومعه اى به عبادت مى پرداخت .روزى مادرش نزد وى آمد و او را صدا زد، او چون مشغول عبادت بود به مادرش پاسخ نداد، مادر به خانه اش بازگشت. بار ديگر پس از ساعتى به صومعه آمد و جريح را صدا زد، باز جريح به مادر اعتنا نكرد. براى بار سوم باز مادر آمد و او را صدا زد و جوابى نشنيد.
از اين رفتار فرزند دل مادر شكست و او را نفرين كرد. فرداى همان روز، زن فاحشه اى كه حامله بود نزد او آمد و همان جا درد زايمانش گرفت و بچه اى را به دنيا آورده و نزد جريح گذاشت و ادعا كرد كه آن بچه فرزند نامشروع اين عابد است.
حضرت علی (ع): اگر کسي غسل جمعه را ترک کند، او در هم و غم است تا جمعه ديگر.
حضرت علی (ع): غسل جمعه واجب است بر هر مسلمان.
امام صادق (ع): غسل جمعه پاک کننده و کفاره گناهان است ميان دو جمعه.
حضرت رسول اکرم(ص): هر کس غسل جمعه کند گناهانش آمرزيده شود و تماماً و به هر قدمي بر مي دارد از براي غسل جمعه بيست حسنه برايش نوشته مي شود.
اولين ذکري که بعد از اتمام نماز بسيار سفارش شده است تسبيح حضرت زهرا (س) است.
امام محمد باقر(ع): عبادتي بهتر از تسبيح حضرت زهرا(س) بعد از نماز نيست و اگر چيزي از آن بهتر مي بود حضرت رسول(ص) آن را به حضرت زهرا(س) تعليم مي فرمودند.
امام صادق (ع): تسبيح حضرت زهرا(س) را بعد از هر نماز خواندن بهتر است نزد من از آنکه هزار رکعت نماز بگذارد.
تسبيح حضرت زهرا(س)
34 مرتبه الله اکبر، 33 مرتبه الحمد الله، 33 مرتبه سبحان الله
حضرت رسول اکرم(ص): جبرئيل آنقدر مرا امر به مسواک کرد که گمان کردم که بر امت من واجب خواهد کرد.
امام صادق (ع): در مسواک دوازده خصلت است؛
از سنت پيغمبرانست، پاک کننده دهان است، جلا دهنده چشم است، موجب خشنودي پروردگار است، بلغم را دفع ميکند، حافظه را زياد ميکند، دندانها را سفيد ميکند، حسنات را مضاعف ميگرداند، پوست انداختن و پوسيدن دندان را ميبرد، بن دندان را محکم ميکند، اشتهاي طعام را زياد ميکند و ملائکه به آن خشنود مي شوند.
امام صادق (ع): صدقه دادن از مردن بد مانند سوختن و غرق شدن و سقوط از بلندي و تصادف جلوگيري ميکند.
امام محمد باقر(ع): نيکي و صدقه فقر و تنگدستي را از بين مي برد و عمر را زياد مي کند.
امام صادق (ع): صدقه قرض را اداء مي کند ، به جاي آن برکت جايگزين ميکند.
حضرت رسول اکرم(ص): همانا کاملترين مومنان از نظر ايمان خوش خلقترين ايشان است و بهترين شما کساني هستند که با زنان خود بهتر رفتار کنند.
امام صادق (ع): همانا بنده به وسيله حسن خلقش درجه روزه دار و نمازگزار را درک ميکند.
امام حسن مجتبي(ع): همانا نيکوترين نيکوها و زيباترين زيبايان خلق نيکو است.
حضرت رسول اکرم(ص): عاجزترين مردم کسي است که از دعا عاجز باشد و بخيل ترين مردم کسي است که در سلام کردن بخل کند.
حضرت رسول اکرم(ص): هر که به ده نفر از مسلمانان برخورد و بر ايشان سلام کند ثواب يک بنده آزاد کردن در نامه اعمالش نوشته شود.
حضرت رسول اکرم(ص): کسي که داخل خانه خود شود سلام بکند، سبب برکت ميشود و ملائکه انس ميگيرند در آن خانه.
حضرت رسول اکرم(ص): هنگامي که بنده اي از خواب نوشين خود در حالي که چشمانش خواب آلوده است بر مي خيزد تا خداي خود را با نماز شب گذاردن خشنود کند،خدايش به او بر فرشتگان خويش مباهات ميکند و ميفرمايد آيا اين بنده مرا مي بينيد که از بستر خود براي نمازي که بر او واجب نکرده ام برخاسته است، گواه باشيد که او را آمرزيده ام و همان حضرت فرموده اند آن کسي که نماز شب مي خواند اگر تصور کند روز گرسنه و بدون روزي مي ماند ياوه پنداشته است.
حضرت رسول اکرم(ص): هر کس نماز شب بگذارد چهره اش در روز زيبا و درخشان است.
امام محمد باقر(ع): محروميت از نماز شب در اثر گناه است.
امام محمد باقر(ع): از همسايگان مسجد که نماز خود را در مسجد نگذارند نمازشان پذيرفته نيست، مگر آنکه بيمار و گرفتار باشند.
امام حسن مجتبي(ع): هر کس داخل مسجد شود مهمان خداستتا برگردد و همچنين زائر.
حضرت رسول اکرم(ص): هر که توفيق رباني شامل او شود که پنج وقت نماز را به جماعت دريابد، حق تعالي ده خصلت به او کرامت فرمايد. اول: برکت در عمر، دوم: برکت در مال، سوم: عصمت در اطفال، چهارم: نامه را به دست راست او دهند، پنجم: مغفرت، ششم: آساني نزع، هفتم: نور در قبرش، هشتم: توفيق اطاعت، نهم: نجات از دوزخ، دهم: کرامت بهشت.
حضرت رسول اکرم(ص): نماز در جماعت هر رکعت آن در نظر خداوند محبوبتر از عبادت چهل سال است، هر مومني که به نماز جماعت ميرود خداوند ترس هاي روز قيامت را بر او تخفيف مي دهد و سپس فرمان ميدهد او را به بهشت برند و به راحتي از پل صراط ميگذرد.
امام صادق (ع):نماز در جکماعت بيست و پنج برابر برتر از نماز فرادي است.
حضرت علي(ع): کسي که ضمانت کند نزد من يک خصلت را ضامن مي شوم براي او چهار چيز را.
کسي که ضامن شود صله رحم، ضامن ميشوم براي او محبوبيت نزد اهلش و زيادي مال و طول عمر و داخل شدن بهشت پروردگارش را.
امام رضا (ع): اگر مردي صله رحم کند و سه سال از عمر او باقي مانده باشد، خدا عمر او را جهت صله رحمي که کرده عمر او را سي سال قرار خواهد داد.
حضرت رسول اکرم(ص): صله ارحام خوي را خوش و طبيعت شخص را گوارا و روح را پاک و روزي را زياد و مرگ را به تاخير مي اندازد.
حضرت رسول اکرم(ص): هر که طلب شفا از قرآن کريم ننمايد، خدا او را شفا ندهد.
امام محمد باقر(ع): هر کس در هر شب ده آيه از قرآن بخواند از غافلين نوشته نشود و هرکس پنجاه آيه بخواند در زمره ذاکرين نوشته شود و هر کس صد آيه بخواند در زمره قانتين نوشته شود و هر کس دويست آيه بخواند از خاشعين نوشته شود و هر کس سيصد آيه بخواند از فائزين نوشته شود و هر که پانصد آيه بخواند از جمله مجتهدين نوشته شود.
امام صادق (ع): شيعيان ما در روز کمتر از 80 آيه نخواند.
امام صادق (ع): صبح و شما منتظر امام زمان باش.
امام سجاد (ع: انتظار فرج خود بزرگترين گشايش است.
امام جواد (ع): بهترين اعمال شيعيان ما، انتظار فرج است.
امام هادي (ع): آنگاه امام زمان شما در دوران ظلم و ستم از نظرها پنهان شد، منتظر فرج باشيد.
امام موسي کاظم (ع): بهترين عبادت بعد از شناخت خدا، انتظار فرج و گشايش است.
امام صادق (ع): کشته مي شود فرزند پسرم در سرزمين خراسان در شهري که گفته مي شد طوس. هر کس او را زيارت کند در آن شهر در حالي که معرفت به حق آن حضرت داشته باشد، او را روز قيامت به دست خودم وارد و داخل بهشت مي کنم ولو از مرتکبين گناهان کبيره باشد.
- معرفت به حق آن حضرت چيست؟
يعني بداند که اطاعت آن حضرت واجب است و او شهيد و غريب است، کسي که زيارت کند آن حضرت را در حالي که معرفت به حق آن حضرت داشته باشد، خدا اجر هفتاد شهيد از شهدايي که در مقابل رسول خدا با دشمنان اسلام جنگيدند و شهيد شدند عطا ميکند.
امام رضا (ع): هر کس مرا زيارت کند با غسل زيارت، از گناهان پاک مي شود مثل روزي که از مادر متولد شده است.
امام صادق (ع):تربت امام حسين (ع) شغا مي بخشد، از هر دردي و امان ميدهد از هر ترس.
امام صادق (ع): حضرت زهرا(س) نزد زائران قبر فرزندش امام حسين (ع) حضور مي يابد و براي گناهانشان طلب آمرزش مي کند.
امام صادق (ع): ثواب زيارت امام حسين (ع) برابر است با بيست حج و بيست عمره.
امام حسين (ع): حق است بر من که زاور خود را زيارت کنم در روز قيامت و نجات دهم او را.
1. حضرت رسول اکرم(ص): محبت من و محبت خويشاوندان من در هفت جا فايده دارد که ترسش زياد است؛
- در وقت رفتن از دنيا
- در قبر
- وقتي خلائق براي حساب از قبر بيرون مي آيند.
- در زماني که نامه اعمال به دست انسان ميرسد.
مطلبی وجود ندارد..............
بدانكه اين ماه از ماههاى شريفه است و چون اين ماه واصل ميشد، صلحاى صحابه و تابعين اهتمام عظيم در عبادت ميكردند و رهه اول آن، ايامش ايام معلومات و در نهايت فضيلت و بركت است و از رسول خدا(ص) مرويست كه عمل خير و عبادت در هيچ ايامى نزد حق تعالى محبوب تر نيست از اين دهه و از براى اين دهه اعمال چند است:
1. روزه گرفتن نه روز اول اين دهه كه ثواب روزه تمام عمر را دارد.
2. خواندن دو ركعت نماز مابين مغرب و عشا در تمام شبهاى اين دهه در هر ركعت بعد از «حمد» يك مرتبه «توحيد» و اين آيه را بخواند: و واعدنا موسى كه هر كه چنين كند با ثواب حاجيان شريك خواهد بود.
شب و روز عید فطر یکی از ایام بسیار بزرگ است و اعمال زیادی نیز برای آن ذکر شده است. از امام سجاد روایت شده است که فرمود: این شب کمتر از آن شب(شب قدر) نیست.
1. از مهمترین کارها در این شب بعد از جستجو ماه و دیدن آن، خواندن دعایی است که هنگام دیدن ماه خوانده می شود.(صحیفه سجادیه)
2. غسل به هنگام غروب
3. بعد از نماز مغرب عشاء، صبح و عید این تکبیر را تکرار کنید: « الله اکبر لا اله الا الله و الله اکبر ولله الحمد الله اکبر و الحمد الله علی ما هدانا »
ماه مبارک رمضان، شریف ترین ماه سال است و در فضیلت آن همین بس که آن را ماه خدا نامیده اند.
انجام دادن اعمال نیک در این ماه چنان ارزشمند است که نفس روزه دار، تسبیح و خواب او عبادت و تلاوت یک آیه برابر با تلاوت همه قرآن و بجای آوردن یک رکعت نماز برابر با هفتاد رکعت محاسبه می شود.
رمضان، ماهی است که قرآن گرانسنگ ترین کتاب آسمانی در آن نازل شده و از این رو یک شبِ آن بالاتر از هزار ماه معرفی شده است. اعمال و آداب این ماه ماه مبارک برای کسب فضیلت و تقوا و رستگاری جاودانه است. برخی از اعمال مستحب در این ماه این چنین است؛
پیامبر اکرم(ص) فرمود: «شعبان ماه من است، خداوند کسی را که مرا در ماهم یاری کند بیامرزد».
مناجات شعبانیه
مناجات بسیار معروفی است،(در کتاب مفاتیح الجنان مفصلاً آمده است) که در مورد چگونگی معامله بندگان با خدای بزرگ بوده و آداب دعا و طلب آمرزش از او را بیان می فرماید.
از اعمال مهم این ماه روزه است.
به اندازه ای که با حالش مناسب باشد، که فرموده اند: کسی که یک روز آن را روزه بگیرد، خداوند بدن او را از آتش حرام میکند، تأکید و سفارش به روزه تمام آن و وصل آن به رمضان است.
بدانكه رجب ماه بزرگ خدا است و از ماههاى حرام است كه در جاهليت محترم بوده و در اسلام نيز تعظيم و احترام او وارد شده و آنرا اصب ميگويند، زيرا كه رحمت خدا در اين ماه بر امت حضرت رسول بسيار ريخته ميشود و ماه استغفار امت آنحضرت است وار براى روزه گرفتن در اينماه، خصوص روز اول و وسط و آخر آن، فضيلت بسيار وارد شده و اعمال مشتركه اين ماه كه متعلق بهمه ماه است و خصوصيتى بروز معين ندارد چندامر است:
اول - در تمام ايام ماه، خصوص روز اول، بخواند: « يامن يملك حوائج السائلين، الخ ».
دوم - بخواند در هرروز: « خاب الوافدون على غيرك، الخ ».
سوم – بخواند: « اللهم انى اسئلك صبر الشاكرين، الخ ».
چهارم - بخواند دعاى مسجد صعصعه را: « اللهم ياذلمنن السبغة، الخ ».
پنجم - بخواند دعاى ناحيه مقدسه را: « اللهم انى اسئلك بمعانى جميع مايدعوك، الخ ».
مطلبی وجود ندارد..............
مطلبی وجود ندارد..............
دعای اول ماه
از مهمترین اعمال این ماه دعا در اول آن است، که برای جمیع ماه ها ست.
دهم ربیع الآخر
روایت شده این روز، روز ولادت امام حسن عسکری(ع) می باشد، مناسب است شیعیان با اموری مناسب به امام زمان(عج) تهنیت گفته و حاجات خود را از کسی که در این روز متولد شده بخواهند.
ماه ربیع الاول بهار ماه ها است. در این ماه ذخایر برکات خداوند و سرچشمه فضایل بر زمین فرود می آید.
اول ماه
از مهمترین اعمال این ماه دعا کردن در اول این ماه با دعاهایی است که روایت شده است.
روز هشتم
روایت شده است که وفات حضرت امام حسن عسکری (ع) در این روز بوده است. در این روز با هر زیارتی که به ذهن می رسد زیارت کنید و به امام زمان عج تسلیت بگویید.
روز نهم
در روایت است که این روز، روز نابودی دشمن خدا بوده است و خوشحالی در آن فضیلت دارد.
هر يك از روزهاى سال، روز خداست و انسان مى تواند در آن روز براى موفقيت خويش، تلاش كند و براى نزديكى به خداى سبحان و فراهم آورى خرسندى وى ، عبادت كند، تصدّق نمايد و خدمت به مردم كند.
ماه صفر نيز اين چنين است. اگر انسان، طالب رضاى الهى باشد و در اين راه بكوشد، به توفيقات الهى دست پيدا مى كند و درهاى رحمت، نعمت و سرافرازى را به روى خود مى گشايد. در مقابل، اگر از ياد خدا غافل بماند و در پى هوى و هوس هاى نفسانى باشد و از شيطان لعين پيروى كند، طبعا از توفيقات الهى دور مى گردد و درهاى نقمت، بدبختى و سياه روزى را به روى خود مى گشايد و زمينه عذاب الهى در روز قيامت را براى خويش فراهم مى كند. با اين حال، در برخى از منابع آمده است كه ماه صفر، معروف به نحوست است.
بدانكه چون در اين ماه، جناب سيد الشهداء عليه السلام بمرتبه شهادت فايز گرديده و در اكثر اين دهه، آنجناب و اهل بيتش محزون و غمگين بوده اند و اخبار موحشه بايشان مى رسيده، بايد شيعيان از وقت رويت هلال، محزون و غمگين شوند و به لوازم تغريب آنحضرت قيام نمايند.
در روايت معروفه رضويه است كه فرمود: پدرم امام موسى(ع) چون ماه محرم داخل ميشد كسى آن حضرت را خندان نمى ديد و اندوه و حزن پيوسته بر او غالب مى شد تا عاشر محرم و چون روز عاشوراء مى شد آنروز، روز مصيبت و حزن و گريه او بود و مى فرمود: امروز، روزيست كه حسين عليه السلام شهيد شده است.
از اعمال مهم این ماه، دعای اوّل ماه است زیرا این ماه اول سال و تأثیر بسیاری دارد. همچنین خواندن دو رکعت نماز در شب اوّل، نمازی که شامل حمد و یازده «قل هو الله احد» است.
روزه گرفتن در روز سوم، زیرا حضرت یوسف(ع) در این روز از چاه خارج شده و جهت حل مشکلات و سختی ها مؤثر است.
در بيان اعمالى كه در هر ماه بايد بجا آورد و آنها چند امر است:
1. در وقت ديدن هلال خواندن دعالى هلال است و اقلش كه سه دفعه الله اكبر و سه دفعه لااله الاالله بگويد. پس بگويد الحمدلله الذى اذهب شهر كذا و جاء بشهر كذا و بهترين دعاهاى هلال، دعاى 43، صحيفه كامله است .
2. در وقت ديدن هلال هفتمرتبه سوره حمد بخواند كه امان از درد چشم است .
3. در اول هر ماه نو، اندكى پنير بخورد.
4. در شب اول هر ماه دو ركعت نماز كند و در هر ركعت حمد و سوره انعام بخواند و از حق تعالى سئوال كند كه او را از هر ترسى و دردى ايمن گرداند.
در كافى از امام حسن عسكرى عليه السلام نقل شده است كه فرمودند: اسم اعظم خداوند هفتاد و سه حرف است و آصف تنها يك حرف آن را مى دانست و به آن تكلم كرد و زمين براى او شكافته شد - و فاصله او و سبا از بين رفت - و عرض بلقيس را گرفت و نزد سليمان آورد و پس از آن در كمتر از چشم به هم زدنى زمين گسترده شد.
در احتجاج آمده: از ابو الحسن عليه السلام، در توحيد سوال شد و از آن حضرت پرسيدند: براى ما بيان فرما كه چگونه خداوند همواره خود، تنها بوده و چيزى همراهش نبوده و سپس اسماء را بديعا خلق فرمود و آنها را براى خويش برگزيد، حال آنكه اين اسماء و حروف قديم مى باشند؟
امام عليه السلام نوشت: خداوند همواره بوده، سپس آنچه اراده فرمود به تكوين آورد، و گريزى از قضاى او نيست و پس از حكم او حكمى نيست.
اوهام متوهمان در حيرت فرو رود و نگاه بينندگان قاصر ماند و اوصاف وصف كنندگان ره به جايى نبرد و گفته هاى مبطلان مضمحل گردد از درك عجيب شأنش و يا رسيدن به علو مكانش. پس او در موضعى است نامتناهى، و در مكانى است كه ديد چشمان بدان نرسد و عبارات بدان اشاره نكند، هيهات! هيهات!
حاج الحرمين الشريفين حاج جواد صباغ كه از معتبرترين تجار و ثقه و معتمد بود و در سر من راءى سركار تعمير روضه متبركه عسكريين در سرداب مقدس بود از جانب جعفر قليخان خوئى در سنه يك هزار و دويست و ده كه حقير به عزم زيارت بيت الله الحرام به آن حدود مشرف شده به زيارت سر من راءى رفتم او در آنجا بود. حكايت كرد كه سيد على نامى بود كه سابق بر اين از جانب وزير بغداد حاكم سر من رأى بود، حقير او را در سنه يك هزار و دويست و پنج، كه مشرف شده بودم ديده بودم گفت :
او از زوار عجم وجهى كه هر سرى يك ريال بود مى گرفت و ايشان را رخص زيارت و دخول در روضه مى داد و به جهت امتياز وجه دادگان و ندادگان مهرى براى ساق پاى داشت هر كه وجه داده بود مى زد به جهت دفعات ديگر كه داخل روضه مى شوند نشان باشد.
از صقر بن ابى دلف كرخى روايت شد كه گفت: وقتى موكل، آقاى ما ابوالحسن عسكرى عليه السلام را آورد رفتم تا از حالش بپرسم (تا به اينجا كه گفت): آنگاه عرضه داشتم آقاى من! حديثى از پيامبر صلى الله عليه وآله روايت شده كه معنايش را نمى فهمم.
فرمود: آن چيست؟
عرضه داشتم: اين سخن آن حضرت كه: با ايام دشمنى نكنيد كه با شما دشمنى مى كنند. معناى اين حديث چيست؟
فرمود: بلى! مادام كه آسمانها و زمين برپا است ما ايام هستيم.
روزى به امام حسن عسكرى عليه السلام، ابوالقاسم، عرض كرديم: قومى نزد ما هستند كه گمان كنند، هاروت و ماروت دو ملك بوده اند كه ملايكه چون عصيان بنى آدم بسيار شد آن دو را برگزيدند و خداوند، آنها را با كسى ديگر به دنيا فرو فرستاد. آن دو، به واسطه زهره به فتنه افتادند و اراده زنا كرده، شرب خمر كردند و مرتكب قتل نفس محرمه شدند و خداوند آن دو را در بابل عذاب فرمود و آن زن را مسخ كرد و به صورت همين ستاره اى كه زهره نام دارد، مبدل نمود.
امام عليه السلام در پاسخ فرمود: معاذ الله! ملائكه، معصومند و به الطاف الهى، از كيفر و زشتى ها محفوظند؛ چنان كه خداى عزوجل درباره آنها فرمايد: «لا يعصون الله ما امرهم و يفعلون ما يؤمرون» ؛ هرگز نافرمانى خداى نكنند و آنچه امر شوند انجام دهند.
بعد از رحلت امام حسن عسكرى عليه السلام برادر آن حضرت موسوم به جعفر كذاب ادعاى امامت كرد و او را كذاب گفتند در مقابل امام جعفر صادق عليه السلام، چنانكه ابو خالد كابلى از حضرت امام زين العابدين عليه السلام اسماء ائمه را پرسيد، بنام حضرت صادق رسيد عرض كرد: همه شما صادقيد چرا او را صادق گويند؟
فرمود: چون پنجمى از اولاد او نيز جعفر ناميده مى شود و دروغ مى گويد در ادعاى امامت .
مردى نصرانى كه به زنى مسلمان تجاوز كرده بود، نزد متوكل آوردند. متوكل بر آن شد تا بر او حد جارى كند، ولى او اسلام آورد و مسلمان شد. يحيى بن اكثم گفت: ايمان آوردنش، شرك و عمل خلافش را از ميان برد. بعضى ديگر گفتند: سه حد بر او واجب است.
ديگران نيز هر كدام چيزى گفتند كه بايد با او چنين و چنان كرد. متوكل امر كرد تا نامه اى به امام ابوالحسن عسكرى عليه السلام نوشتند و مسأله را از ايشان پرسيدند.
وقتى امام نامه را خواند چنين نوشت: بايد آنقدر زده شود تا بميرد!
يحيى و فقهاى ديگر اين حكم را قبول نکردند، گفتند: يا اميرالمؤمنين! در باره اين حكم از او سوال كنيد؛ زيرا چنين حكمى در كتاب و سنت نيست!
شيخ جليل محمد جعفر نجفى قدس ره الزكى كه از مشايخ اجازه اين حقير است، در سفرى كه به جهت زيارت عسكريين و سرداب مقدس به سر من رأى مشرف شديم با جناب ايشان همسفر بوديم.
روزى حكايت كرد كه مرا در سر من رأى آشنائى بود از اهل آنجا كه هرگاه به زيارت آمدم به خانه او رفتم، وقتى آمدم آن شخص را رنجور و نحيف و زار و مريض ديدم كه مشرف به موت بود از سبب ناخوشى استفسار كردم گفت: چندى قبل از اين قافله اى از تبريز به جهت زيارت به اينجا مشرف شدند و من چنانچه عادت خدام اين قباب و اهل سر من راءى هست به ملاحظه قافله رفتم كه مشترى به جهت خود گرفته و استادى آنرا در زيارت كرده و از او منتفع شوم.
در ميان قافله جوانى را ديدم در زى ارباب صلاح و نيكان در نهايت صفا و طراوت با جامه هاى نيكو برخاست و كنار دجله رفته غسلى به جا آورد و جامه هاى تازه پوشيد در نهايت خضوع و خشوع روانه روضه متبركه شد، با خود گفتم: از اين جوان مى توان بسيار منتفع شد، پس دنباله او را گرفته رفتم ديدم داخل صحن مقدس عسكريين شد و در رواق ايستاده كتابى در دست دارد و مشغول خواندن دعاى اذن شد و در غايت آنچه از خضوع متصور مى شود و اشك از دو چشم او جارى بود و نزد او آمده گوشه رداى او را گرفته گفتم: مى خواهم به جهت تو زيارت نامه بخوانم.
در كتاب الخرائج والجرائح راوندى است كه:
اخلاق او چون اخلاق رسول خدا صلى الله عليه وآله بود آن حضرت عليه السلام مردى بود سبزه و داراى قدرى رشيد و صورتى زيبا و بدنى موزون و سنى اندك، و چنان هيبت و جلالت و هيأتى داشت كه خاص و عام تعظيمش مى كردند و بزرگش مى داشتند؛ زيرا در برابر فضل و عفاف و صيانت و زهد و عيادت و صلاح او چاره اى جز آن نداشتند. او، جليل و نبيل و فاضل و كريم بود كه تحمل سختى هايش بسيار و در برابر مصائب و ناسازگارى هاى روزگار با ثبات بود. اخلاقش و خوى و كردارش خارق عادات بود.
ابو محمد، الحسن العسكرى، ابن على الهادى عليه السلام ابن خلكان در تاريخش مى گويد:
او يكى از ائمه دوازده گانه اماميه و نيز پدر امام منتظر، صاحب سرداب است، هم او و هم پدرش، على، به عسكرى معروفند ... عسكرى - به فتح عين و سكون سين و فتح كاف و راء - منسوب است به سامرا، و آنرا معتصم بنا كرد و مقر سپاه خود را بدانجا منتقل نمود.و امام حسن را، عسكرى گويند، از آن جهت كه متوكل، پدر او را بدان جا تبعيد كرد و ايشان مدت بيست و نه سال در آنجا ساكن بود. از اين رو ايشان و فرزندش را به اين مكان منسوب كرده اند.